تبليغاتX
پوکته حبرانی جاگ

پوکته حبرانی جاگ
 
خبری,تحلیلی ,سیاسی,تاریخی





Powered by WebGozar

ساعاتی پیش متوجه اتفاقی بزرگ در عرصه تاریخ بلوچستان شدیم که آن هم خداحافظی آقای کاندید مجلس از دنیای مجری گری و اجرا بود!!!!!!

اتفاقی عظیم که امکان دارد کلیه بلوچستان را تحت تأثیر قرار داده و بسیاری از جوانان را از زندگی نا امید کند.!!!(با توجه به طرفداران بسیاری که وی در سطح استان دارد؛حتی در شمال استان نیز وی طرفداران زیادی دارد!!!!!!!!!!!!).

علت این خداحافظی هم به گفته خود ایشان این هست که یکی از دلایل رد صلاحیت وی همین اجرای جشن ها و برنامه های فرهنگی بوده است."حالا ما 4سال اجرا نمی کنیم ببینیم چه می کنند".(تک تک این جملات از فرمایشات خود ایشان بود.)

حالا کسی نیست به ایشان بگوید اگر در بین مردم شناخته شده اند و در سرتاسر استان و در بین قشر دانشجو شناختی از ایشان وجود دارد به علت همین اجرا ها و حضور در مراسم های متنوع فرهنگی بوده و نه چیز دیگری!!!

حالا که ایشان هنری دارند و نمی خواهند از این هنر برای دفاع از ارزشهای فرهنگی بلوچ و بلوچستان در استان و حتی در کشور دفاع کنند؛چطور می توانند ادعای دفاع از مردم در مجلس را داشته باشند.اگر هدف خدمت به مردم هست پس این هم یک جنبه خدمت است.مگر اینکه شخص هدفی جز این داشته باشد؛پس در آن صورت وای بر مردمی که به چنین اشخاصی اعتماد می کنند.



نوشته شده در تاريخ جمعه 29 اردیبهشت1391 توسط دودا بلوچستانی
در یک پدیده نادر و استثنایی ، قطرات آبی شکلی از آسمان نیکشهر شروع به ریزش کرده است ، یک منبع آگاه در خصوص این پدیده عجیب می گوید : بر اساس تحقیقات میدانی و مشاهده فیلم های راز بقا ، نام این قطرات باران می باشد و هر چند سالی؛ یک مرتبه به میزان ناچیزی این قطرات در نیکشهرمی بارد.
بسیاری از مردم نیکشهر که تا به حال این پدیده را ندیده اند ، از شوق دیدن این قطرات آب به خیابان ها ریخته اند و برف پاک کن های خودروهای خود را از سر شوق به حرکت در آورده اند.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اردیبهشت1391 توسط دودا بلوچستانی
بدون شک میان مسکن یعنی فضای بنا شده و فضای ذهنی و اقلیم می‌توان یک همسانی یافت به گونه‌ای که نمی‌توان یکی را بدون دست بردن در دیگری تغییر داد و معمولا فضای درون است که مسکن و روح یک شهر را شکل می‌دهد و می‌سازد.

با در نظر گرفتن این رابطه، زشتی فزاینده‌ای که امروزه اکثر شهرهای ما را در بر گرفته حاکی از ویرانی درون انسان امروزی است.

هر چند ظاهر زرق و برق دار ساختمان‌ها، این ویرانی را می‌پوشاند و زخمهای بدجوش خورده و تکه پاره‌های وصله پینه شده را پنهان می‌کند اما واضح است که آدمی در این شهر‌ها با محیطی خالی از هر نوع محتوای عاطفی سرو کار دارد و بواسطه این خالی شدن و آن همسانی که ذکر شد لاجرم فضا‌ها نیز یکدست شده و برحسب تصادف بسته به قواعد اقتصادی می‌خمد و باز می‌شود و فضا‌هایی بر پایه معیارهای صرفا کمّی، کاملا بی‌خاصیت شکل می‌گیرند.

اگر شهروند نیکشهری امروز از بلندای کوه ها و تپه های شهر نگاهی به بافت قدیم شهر نیکشهر بتواند داشته باشد مساجد محلات، مناره هاو مسجد جامع آرامبخش روح متلاطم او خواهند بود چرا که این فضاهای گونه گون بخش جدایی ناپذیر طبیعت او و مکانهای برگزیده چشم انداز جان او هستند اما آیا چنین امکانی در فضاهای جدید شهر  که توسط مدیران و برنامه ریزان مسکن و شهرسازی شکل گرفته‌اند وجود دارد؟!

براستی وقتی فضای جدید شهر یک قالب میان تهی دیده شود بدون شک تن به ثبات نخواهد داد و ناگزیر زشتی به شهر هجوم خواهد آورد و اینجاست که جمله آن شهرساز معروف مصداق پیدا می‌کند که *زشتی توهم نیست یک تجاوز واقعی است؛ تجاوز به درون آدمی و روح انسانی*.

اگر عامه شهروندان نیکشهری ندانند که صد البته می‌دانند؛ در منطقه ای به وسعت شهرک مطهری(پیربیشک جدید)،پشت منطقه،پشت سپاه(شهرک فرهنگیان) و خانه های جدید الاحداث طرح مسکن مهر با وجود سکونت بیش از 2هزار نفر در این منطقه حتی ۲ قطعه زمین با کاربری مسجد وجود ندارد؟ فقط شهرک مطهری می ماند و آن هم قرار است زمین را پس بگیرند!!؟؟(مسجد امام علی (ع) نخستين مسجدي است که در مجموعه پیربیشک جدید بنا شد)
چه هدفی از تغییر گسترده کاربری‌ مذهبی دنبال می‌ شود آیا آرامش و فضای درونی شهروندان در تشکیل کالبد فضاهای جدید شهر مورد توجه نیست؟

مگر طرح های مسکن مهر بدون کاربری مذهبی هست؟


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 توسط دودا بلوچستانی

آخه مسئولین تصمیم گیرنده شهر که نه؛ روستا_شهر نیکشهر شما را چه به تصمیم گیری!!آن هم اینچنین تصمیمی.

آخه کجای عالم فقط به خاطر اینکه یک ایستگاه راهنمایی و رانندگی در مسیر دیگری قرار دارد یک مسیر مو اصلاتی شهر راکه برایش میلیاردها!!! هزینه شده مسدود می کنند.آخر مگر نمیشد به جای اینکار یک ماشین راهنمایی رانندگی در آنجا قرار گیرد.یا اصلاً گذاشتن یک کانکس به همراه یک سرباز وظیفه و یک افسر وظیفه چه هزینه ای دارد.

مگر نه اینکه همه ما مسئولین در جهت رفاه حال این مردم تلاش می کنیم؛نه در جهت رفاه حال خویش!!! که این تصمیم تاریخی خلاف آن را ثابت می کند.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 12 اردیبهشت1391 توسط دودا بلوچستانی

گواهی نامه و نظام نامه دوچرخه ‬سواری  در سال ۱۳۰۹ شمسی (۱۹۳۰ میلادی).برای اینکه یه کم حس فانتزی شما گل کند اینها رو گذاشتم نه به هیچ دلیل دیگری.!!!!!!


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 12 اردیبهشت1391 توسط دودا بلوچستانی
خب شاید این موضوع برای کسی که ساکن نیکشهر نیست ملموس نباشد؛(البته به جزء اساتید جامعه شناسی دانشگاهها) موضوع بر سر انواع طبقات اجتماعی موجود در سطح شهرستان نیکشهر می باشد که از گذشته تا به امروز شکل اساسی خود را حفظ کرده است.البته موضوع قومیت ها در سر تاسر بلوچستان رایج می باشد؛ولی با این تفاوت که در دیگر نقاط بلوچستان بحث طبقه اجتماعی وجود ندارد و بحث بر سر قدرت یک قوم از لحاظ اقتصادی و یا نیروی انسانی می باشد(البته به جزء سرباز و سروان).یا به نوعی "هر که برفش بیش بامش بیشتر"!! که این موضوع در سطح شهرستان نیکشهر صدق نمی کند.یعنی اینکه اگر در نیکشهر قومیتی خاص دارای پول و ثروت زیادی باشد و در تقسیم بندی طبقات اجتماعی نیز در طبقه پایینی قرار داشته باشد دلیلی بر برتری قومیتی آن قوم خاص نمیشود.(امیدوارم که تا اینجا متوجه منظور من شده باشید.) و قومی که از قدیم الایام دارای طبقه بالاتری در سیستم طبقاتی نیکشهر بوده؛ هر چند اگر پول و ثروت چندانی هم نداشته باشد باز هم جایگاه اجتماعی خود را حفظ خواهد کرد. به نظر شما چرا اینچنین هست؟با توجه به اینکه ما در عصر هزاره سوم  زندگی می کنیم چرا در شهر نیکشهر هنوز مسئله قومیت مهم می باشد؟چرا باید اولین پرسشی که برای اولین بار دو شخص با یکدیگر روبرو می شوند این باشد که ؛از چه قومی هستی؟
ادامه دارد.......در روزهای آینده!!!منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم.  


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 اردیبهشت1391 توسط دودا بلوچستانی

مریدی تگری زنان نزد شیخ برفت و گفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسیده ام.

شیخ فرمود: مریدا تو را چه شده؟
عرض کرد: مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده، خون در کله ام جمع بشده، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده.

شیخ فرمود: چیزی نیست، یحتمل بعد از اخبارسایت نیکشهر ، اخبار سایت رویترز  بدیده ای.
و مریدان نعره ها و فغان ها زدند.


برچسب‌ها: نیکشهر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 17 فروردین1391 توسط دودا بلوچستانی
  حالا برای اینکه یه کم فضا هم عوض بشود شما را به دورانی می بریم که ببینید احیاناً پدر بزرگهایتان در آن زمان چه درسهایی رو می خواندند.

در اینجا صفحاتی از کتاب فارسی اول ابتدایی مورد استفاده دانش آموزان در سال ۱۳۱۸ بوده است را برایتان قرار داده ایم. (دو سال پیش از اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم) .

ادامه تصاویر در ادامه مطلب....



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 13 فروردین1391 توسط دودا بلوچستانی

چند شب پیش که به همراه مهمانان نوروزی خویش برای اینکه نشان دهیم ما هم تو شهرمان جای تفریحی داریم به بام نیکشهر(گِه بُرز) رفته بودیم اولش فکر کردیم که اونجا در حال اجرای یک برنامه فرهنگی یا پخش فیلم سینمایی هستند؛ (تا این نوجوانان به جای قرطی بازی لااقل وقتشان را با یک یرنامه فرهنگی پر کنند)؛وقتی جلوتر رفتیم دیدیم نه بابا خبری نیست ؛چون اونجا آنقدر تاریک بود که ما همش داشتیم کَپِند می خوردیم(یعنی همان تلو تلو خودمان)البته یه میله بلندی رو گذاشته بودند که چند تا لامپ روش بود و انگار فقط آسمان را روشن کرده بود که با وجود ماه تابان نیازی به آن هم نبود.

بعد ما برای حفظ آبرو هم که شده گفتیم شهرداری خودش برای جذاب شدن نمای پارک در شب روشنایی آن را پایین آورده است.حالا این از روشنایی که بخیر گذشت؛بعد از اون یکی از این بچه های مهمانها؛ گلاب به رویتان می خواست قضای حاجت کند که پدرش گفت آقای دودا این سرویس بهداشتی بام شهرتون کجاست؟ ما هم که می دونستیم اینجا خبری از سرویس بهداشتی نیست گفتیم که برای راحتی بچه ها این دشت دلباز را در نظر گرفته اند.!!! حالا ما هم بعد از یه عمری مهمان نوروزی داشتیم ؛آقایون همیشه در گیر شورا!!!به جای این 8 ماه درگیری اگر توان ساختن چندتا سرویس بهداشتی 1*1 نداشتید؛حداقل این لامپهای شکسته و فرسوده رو عوض می کردید!!.

ناگفته نماند که این وضعش نیست که!!!!!هر بچه ای از راه برسه برا خودش آرش کمانگیری بشودو این سرمایه های شهر را از بین ببرد. اگر در انجا برنامه فرهنگی اجرا میشد؛ حالا هرچی!! حداقل دیگه به فکر شکستن لامپهای پارک نمی افتادند.البته با این وضعیت روشنایی که امنیت پارک را پایین آورده مردم کمتر رغبت آمدن به بام شهر را پیدا می کنند.اگر کسی هم می آید از سر گریه کودک دلبندش می باشد.

بام نیکشهر در جایی واقع شده که به تمام معنا استعداد تبدیل شدن به یک مکان گردشی و تفریحی را دارا می باشد.یه گلی؛گیاهی ؛درختانی بومی همانند جَم؛انبه نه درخت حال خراب کنی مثل اکالیپتوس.باور کنید اگر در شهری همانند زاهدان درختی مثل جم یا انبه رشد می کرد در تمام بوستان های آن کشت می شدند.

با این شرایط دیگر چرا اینقدر هزینه شده تا این پارک ساخته شود واقعاً چرا؟!!!


برچسب‌ها: بام نیکشهر
نوشته شده در تاريخ جمعه 11 فروردین1391 توسط دودا بلوچستانی

احتمالاً تا حالا در جریان فروش دستگاه فنیشری که متعلق به شهرداری نیکشهر بوده قرار گرفته اید و اگر هم قرار نگرفته اید فدای سرتان.!!*یه دستگاهی بی ارزش بوده که  در آن زمان فقط برای اینکه شهرداری نیکشهر مانده بوده که با پول های اضافی که از طریق در آمد زایی کسب کرده چکار بکند؛ یه دستگاهی خریده به صرف اینکه بگویند ما هم از اینها داریم*.(به گفته بعضی ها).و این دستگاه بی ارزش رو هم شهرداری نیکشهر به شهرداری زاهدان به عنوان کادوی سال نو هدیه کرده است؛که بنابر شنیده ها شهرداری زاهدان هم از این بذل و بخشش ذوق زده شده؛ یه 10+120 میلیونی گذاشته تو جیب شهرداری نیکشهر که حداقل در جبران این بخشش نیکشهری ها یه پول تو جیبی به آنها داده باشد.

البته ما در فروش این دستگاه ابهامی نداریم واین حق شهرداری بوده که وسایل بدون استفاده خود را به فروش برساند تا زخمی از زخمهای بیشمار خود را ببندد. البته نه اینکه به جای فروش آنها را تقریباً هدیه بدهد.در صورتی که در ادوار گذشته با اجاره این دستگاه توانسته بودند تقریباً اینچنین مبلغی را بدست آورند.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 فروردین1391 توسط دودا بلوچستانی
با سلام و خسته نباشید خدمت شما آقای دودا ؛ من خ.ب اهل ساربوک هستم و فارغ التحصیل رشته ی بهداشت عمومی در مقطع کاردانی می باشم  چند وقتی بود که مطالب وبلاگ شما را دنبال می کردم حالا درست یا غلط .حدود چند ماه پیش پس از پایان خدمت سربازی خودم برای پیدا کردن شغلی مناسب با رشته تحصیلی خودم، تقاضای کاری در مرکز بهداشت شهرستان نیکشهر مطرح کردم ؛ ولی با جواب بسیار عجیب رییس مرکز بهداشت نیکشهر مواجه شدم .و جواب ایشان اینچنین بود که استان در حال حاضر با هیچ کس قرار داد نمی بندد و ما نمی توانیم شما را جذب کنیم.در صورتی که قراردادبستن یا نبستن با من دست مرکز بهداشت استان می باشدو نیکشهر فقط یک معرفی نامه می دهد و هیچ ضمانتی برای قرارداد بستن وجود ندارد.و مرکزی که من برای آن درخواست کار داده بودم مرکز حمیری بود و به نوعی من بومی آن روستا محسوب می شدم.حالا من به حرف ایشان احترام گذاشته و اصرار نکردم.و من دیگر به امید آن که در حال حاضر قرارداد نمی بندند پی گیر نشدم.تا همین چند وقت پیش از اهالی روستای حمیری شنیدم که یک نیروی غیر بومی برای پست کاردان بهداشتی این مرکز روستایی مشغول به کار شده است. وقتی این خبر را شنیدم باور کنید  به سر خود زدم که چرا یک مدیر بومی با یک تحصیلکرده بومی اینچنین رفتار کرد.مگر این پست و مقام ها تا ابد می مانند باور کنید نمی ماند.

سایت پوکته حبر با توجه به تحقیقاتی که انجام داده است بر درستی این مطلب صحّه می گذارد.همچنین این حق را برای مسئولین مرکز بهداشت جهت  پاسخگویی قائلیم.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 6 فروردین1391 توسط دودا بلوچستانی
شاید بگویید که این سایت پوکته حبر چه خصومتی با این شهرداری شهر دارد.اما هرچقدر ما می خواییم سرمان در لاک خودمان باشد.اما این دوستان تازه مسئولیت یافته شهرداری با انجام دادن کارهای عجیب ولی واقعی!!نمی گذارند.آن از جریان کوه صاف کنی و الان هم فروش دستگاهها و خودرو های سنگین شهرداری شهر،البته فروش این وسایل در تمامی ادوار صورت گرفته اما آیا هر کار غلطی را که گذشتگان انجام داده اند ما نیز باید انجام بدهیم.

آن هم دستگاهی پر کاربرد مثل فنیشر که برای شهر می توانست مفید باشد با این وضع آسفالت خیابانهای شهر.که هر نامی میتوان برای آن گذاشت به جز خیابان؛که میراث تمامی ادوار می باشد.

البته ما که نمیدانیم ؛ولی شاید مصلحتی در پشت این عمل باشد.اما چه مصلحتی در این عمل می تواند باشد!!!!به جز اینکه در موقع نیاز باید از شرکت های خصوصی دستگاهی را اجاره کنیم که زمانی آن را در اختیار داشته ایم.



نوشته شده در تاريخ شنبه 5 فروردین1391 توسط دودا بلوچستانی

پیش از هر چیز به خاطر دوری طولانی مدت خود از فضای مجازی عذر خواهی  می کنم.و دلیل این دوری نیز چیزی جز نا مروتی دوستان وبلاگ نویس و فعال در این زمینه نبود.در این چند ماهی که با نام مستعار دودا پا به عرصه وبلاگ نویسی گذاشته بودم.سعی کردم با ادبیاتی نو در وبلاگ نویسی شهر ؛انقلابی در این بخش به پا کنم؛و با صداقت در نوشته های منتشر شده؛کمی راست گویی را در بین دیگر خبر رسانان شهر رواج دهم.وبه نظر خودم تا حدودی در این امر موفق بوده ام.البته به جز یک مورد،که آن را هم نمیشود کاری کرد چرا که رفتار ما در چند روز شکل نمیگیرد و سالها زمان میبرد تا خلق و خوی ما شکل گیرد.و اعمال خلاف عرف اجتماعی وی را نیز باید نشأت گرفته آن دوران دانست.البته از فردی که در دوران جوانی همانند شیطان پرستان کشورهای اروپایی عمل می کند نمیشود انتظار چندانی داشت.(همانطور که می دانید این گروه ها برای آنکه بگویند ما هم در اجتماع شما وجود داریم بر در و دیوار شهر با رنگ فشاری نشانه هایی از خود را حک می کنند) .

البته باز هم با توجه به این نا جوانمردی؛ سایت پوکته حبر در سال جدید با شیوه ای جدید در خبر رسانی و با یک نویسنده جدید به نام گهرام که از اندیشمندان در زمینه پوکته حبری می باشد برای جلوگیری از رشد سریع مافیای شهر وارد فضای مجازی خواهد شد.تا سال آینده بدرود. 


نوشته شده در تاريخ جمعه 26 اسفند1390 توسط دودا بلوچستانی

باتوجه به نظر سنجی های میدانی که توسط عوامل سایت پوکته حبر گرفته شده است؛نتایج حکایت از اقبال بیشتر مردم نسبت به مهندس خانزهی دارد.البته باید منتظر روزهای آینده نشست و دید که بالاخره نمابر تأییدیه آقای ایرانژاد به حوزه انتخابیه نیکشهر می رسد یا نه!!چرا که بعضی از لیدرهای سنتی انتخابات هنوز منتظر این فاکس جادویی می باشند.و گوشه نشین شده اند.!!!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 7 اسفند1390 توسط دودا بلوچستانی
بدینوسیله به اطلاع کلیه کاندیداهای نمایندگی مجلس در داخل و خارج شهرستان نیکشهر می رساند سایت پوکته حبر باتوجه به افزایش بی رویه نرخ تبلیغات در سایتهای به اصطلاح خبر رسان دیگر؛جهت رفاه حال این نامزدهای محترم تصمیم به معرفی و تبلیغ برای هر کدام از کاندیداها (در صورت تمایل) با توجه به نرخنامه مصوب صنف وبلاگ نویسان شهر گرفته است؛ که لیست کامل این نرخ نامه به شرح ذیل می باشد:

1-هر گونه بیوگرافی به شکل ناقص(فقط نام کاندیدا به همراه تاریخ تولد)         10شاهی

2-بیوگرافی کامل بدون عکس                                                             10قران

3-بیوگرافی همراه با عکس 4*3 سیاه و سفید                                           100 ریال 

4-بیوگرافی با عکس 4*3 رنگی                                                               500 ریال

5-بیوگرافی به همراه عکس تمام قد رنگی با کت                                   1000ریال

6-معرفی برنامه ها به صورت مختصر                                                 1500ریال                                                                                     7-شرح کامل برنامه ها با تب و تاب زیاد(  یعنی یه چیزی مثل اینکه از کاه؛کوه بسازیم!! 2000ریال                                                                            

8-ایجاد بنر تبلیغاتی در وبلاگ(البته برای اولین بار در جهان)                    10000ریال

البته کاندیداهای محترم توجه داشته باشند که این قیمتها انعطاف پذیر بوده ؛ودر صورت تمایل جهت تخفیف می توانند با ما سر میز مذاکره بنشینند و سر قیمتها به توافق برسیم.

همچنین جهت تکریم کاندیداهای خانم ؛تبلیغ برای آنها در صورت تمایل با نصف قیمت محاسبه می گردد.

کاندیداهای محترم جهت ابراز تمایل می توانند از طریق ارسال یک نظر خصوصی با ما تماس بگیرند.


نوشته شده در تاريخ شنبه 6 اسفند1390 توسط دودا بلوچستانی

آقای ایرانژاد کاندیدای تمامی ادوار مجلس از مشروطیت تاکنون!!بالاخره توانستند پس از تلاشهای فراوان و پیگیری های مستمر تأیید صلاحیت خود را برای نامزدی در نهمین دوره انتخابات مجلس حتی پس از قطعی شدن اسامی نامزدهای حوزه نیکشهر بگیرند.البته با توجه به این نکته که ایشان در همه مراحل تأیید صلاحیت ها رد شده بودند.


نوشته شده در تاريخ جمعه 5 اسفند1390 توسط دودا بلوچستانی

به گزارش خبرنگار پوكته حبر از ساربوگ بزرگترين طرح در دست اجرای  اين منطقه در روز چهار شنبه با حضور مسئولين ارشد شهرستان افتتاح شد اما اهالي ساربوگ با اينكه اكثر مسئولين آمده بودند بازهم انتظار مسئولين استاني رو مي كشيدند اين طرح بزرگ كه افتتاح يك باب بقالي خانم روز خاتون بود به بهره برداري رسيد خبرنگار ما به طور تصادفي از جاده عبور ميكرد و داشت به ساربوگ مي رفت متوجه حضور ماشين هاي پلاك قرمز در كنار بقالي روزخاتون شد بعد كه متوجه افتتاح بقالي شد،شاخ درآورد!!! آخه بقالي رو چه به افتتاح!! گرچه اين بقالي حدود 6؛ 7 ماهی  بود که  كار و كاسبي خودشو مي كرد، ميگن طرح خود اشتغال زايي كميته امداد بوده (وام بدون بهره) به ما هم بدهند تا از اين بيكاري در بيايم.
همچنين به گفته خبرنگار پوكته حبر از هيت، يك باغ رو همين مسئولين افتتاح كردند جلل خالق!!! آخه باغ رو چه به افتتاح كلي طول ميكشه تا درختان ثمر بدهند و به بهره برداري برسند من كه داخل باغ نرفتم اما در يكي از سايت ها ديدم نه بابا باغ نبوده بلكه يك ميني حوضچه رو افتتاح كردند چه طرح هايی كه مسولين شهرستان افتتاح نمي كنند من كه ماندم بخندم يا گريه كنم.
شايد اين مورد افتتاح بقالي يكي از ده ها طرح افتتاح شده بقالي ها در سطح شهرستان بود!!
مسولين شهرستان به كدام سو مي رويد!!؟؟
آيا پيگيري طرح هاي كه چند سالي است خاك مي خورد ارزشش بيشتر نيست؟


نوشته شده در تاريخ شنبه 22 بهمن1390 توسط دودا بلوچستانی
قطار توسعه کشور بر مبنای چشم انداز سال ۱۴۰۴ هجری شمسی بسرعت در حال حرکت است. البته هر چند که موانع ذهنی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و بین المللی هراز گاهی شتاب این حرکت را کاهش میدهد، ولی اراده ملی برای ادامه راه و رسیدن تا مقصد نهایی وجود دارد.این قطار قرار است تمام قلمرو سرزمینی کشور پهناورمان را طی کند و سوت پیشرفت و آبادانی را در همه استانها و شهرستانها بصدا در آورد. بر این اساس در حالیکه استانها و شهرستانهایی ریل های عبور این قطار توسعه را از قبل مهیا کرده اند ، هنوز بعضی از استانها و شهرستانها ریلهای این قطار را نه توانسته اند و یا نه خواسته اند مهیا کنند. البته به رغم نتوانستن و نخواستن مناطقی از این کشور برای همراهی با قطار توسعه ، اما عدالت اجتماعی و ملی و تکمیل زنجیره توسعه ملی اقتضاء می کند که مراکز تصمیم گیر ملی بفکر چاره برای همراهی این نقاط که نتوانسته اند و یا نخواسته اند خود را در مسیر قطار توسعه کشور قرار دهند باشند.با گذشت 33 سال از انقلاب و ۶ سال از شروع برنامه و ۲۰ سال از توسعه کشور ، هنوز با وضعیت ذکر شده مواجه هستیم .چرا در حالیکه قطار توسعه کشور در حال پشت سر گذاشتن مسیر عقب ماندگی توسعه است مناطقی از این کشور هنوز در حال توسعه عقب ماندگی خود هستند؟!آیا منافع ملی با همه ابعادش ( سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، عدالت ) اقتضاء نمی کند که یک نگاه و اراده و تصمیم ملی برای مناطقی که نه توانسته و یا نه خواسته اند خود را با قطار توسعه کشور همراه کنند چاره اندیشی کند؟آیا پزشکان توسعه ملی و استانی نمی خواهند برای بیماری مناطق توسعه یافته در عقب ماندگی ، چاره ای بیندیشند؟!شهرستان نیکشهر با همه نام بزرگش متاسفانه مصداق کاملاٌ بارزی از عقب ماندگی توسعه و توسعه عقب ماندگی در استان و کشور است.

شاخص های عقب ماندگی گویای این واقعیت است که نیکشهر یانه توانسته است و یا نه خواسته است که خود را به قطار کشور ملحق کند!

آسیب شناسی دقیق و عمیق مبتنی بر شناخت و پرهیز از ملاحظه کاریهای معمول به ما می گوید که نیکشهر نه تنها از قطار توسعه کشور بازمانده است بلکه: عواملی باعث شده است که عقب ماندگی آنرا توسعه دهد.(به عنوان مثال نبود ارشدترین مقام شهرستان (فرماندار) بعد از 8 ماه) بنابر این مشکل اساسی نیکشهر توسعه عقب ماندگی آن است.!
آیا نبود فرماندار در شهرستان نیکشهر بعد از 8ماه توسعه عقب ماندگی نیست؟!

در حالیکه... ادامه مطلب



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن1390 توسط دودا بلوچستانی
با سلام و احترام خدمت تمامی دوستان و بزرگوارانی که طنز مندرج در وبلاگ پوکته حبرانی جاگ، مزاج پر احساس آنها را اندکی تلخ نموده است. از آنجائیکه هدف از بیان و ارائه نوشته های موجود، آگاهی دادن و تشویق به اندیشیدن است، لازم می بینیم با استفاده از مقام علمی نسبت به طنز ، دیدگاهی روشن تر را برای جویندگان حقیقت باز کنیم.

طنز تمسخر نیست. طنز تنبیه نیست. طنز خوشایند و ناخوشایند نیست. طنز تذکر است برای آنانی که به تذکر مستقیم پشت پا می زنند! هشدار است. قالب طنز بنظر بعضی ، قالبی سخت است. در حالیکه طنز یک قالب ساده برای بیان معظلاتی بزرگ بوده تا هضم و درک آن سهلتر و اقدام به رفع آنها، آسانتر نمود کند. طنز یک ترمز منقطع و احتیاط آور است؛ گاه سوپاپ اطمینان یک هنجار اجتماعی محسوب می شود. پس طنز ! ما برای آن دوستانی است، که انتقاد را توهین فرض نمی کنند.



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 17 بهمن1390 توسط دودا بلوچستانی

متن زير انشاء يک بچه دبستاني با موضوع «علم بهتر است يا ثروت» مي‌باشد. لذا هر گونه مسئوليت و پيگرد قانوني به عهده خود آن بچه مي‌باشد، البته هرگونه تشابه اسمي، کاملا تصادفي مي‌باشد. خلاصه اين که هيچ چيز به خود حقيرمان مربوط نمي‌باشد.

«به نام خدا که کوه را آفريد تا ما آن را صاف کنيم

هفته پيش  خانم معلم 4 موضوع انشاء را پيشنها داد:                       

 1- نوروز خود را چگونه گذرانديد؟

 2- دوست داريد در آينده چکاره شويد؟

3- علم بهتر است يا ثروت؟

4 - تاثير الکترودهاي حلقوي بر شاخص TSID با در نظر گرفتن آناتومي لوله آئورت چيست؟

و من چون مي‌خواستم موضوع انشايم نو باشد، موضوع سوم را انتخاب کردم و به سراغ چند نفر رفتم تا نظر آن‌ها را هم بپرسم.

* نفر اول پدرم بود. او با صاحب‌خانه دست به يخه شده بود و در حال کتک‌کاري بودند، رفتم جلو و گفتم: «بابا؟!» بابايم برگشت و صاحب‌خانه از فرصت استفاده کرد و با مشت دماغ بابايم را پخش صورتش کرد. در حالي که خون از دماغ بابايم شره مي‌کرد، به صاحب‌خانه گفت: يک دقيقه نزن تا جواب پسرم را بدهم. صاحب‌خانه به من گفت: زود سوالات را بپرس چون مي‌خواهم پدرت را تبديل به پول کنم. پرسيدم علم بهتر است يا ثروت؟! در اين لحظه پدر و صاحب‌خانه با هم گفتند اين حرف‌هاي زشت را چه کسي به تو ياد داده؟! «سوات» از همه چيز بهتر است؛بعد گفتن: چیه!!میخواهی بری پولدار بشی تا کوه صاف کنی!! سپس من رفتم تا صاحب‌خانه از پدرم پول بسازد!

** نفر دوم مادرم بود. مادرم در حالي که از ترس پدر، داشت پول‌ها و طلاهايش را زير فرش توي هال قايم مي‌کرد به من جواب داد: معلومه که سواد بهتره، ثروت رو يک شبه مي‌شه بدست آورد! الان هم پاشو برو درست رو بخون تا فردا بتوني مثل این پسر فرنگی یه سایت تأسیس کنی!!مثل سایت روی کتاب!یا اصلاًنمیخواد همچین سایتهایی بسازی ؛برو یه سایتی مثل سایت همین شیخ خودمون بساز؛ولی فقط واقعیتها رو می نویسی آه!نه مثل شیخ که فقط جانبداری کردن رو بلده!!

*** نفر سوم برادرم بود که نتوانسته بود دانشگاه ملي قبول شود، او که به خاطر نداشتن شهريه زانوي غم بغل کرده بود، به من گفت: تو هنوز بچه‌اي و قدر درس را نمي‌داني، برو از الان به فکر یه کوه باش!!تا بری صافش کنی وبفروشیش تا پول شهریه دانشگاه آزادت جور بشه!! و گرنه بيخ ريش بابا مي‌ماني!

من در آخر نتيجه مي‌گيرم که حتما حتما علم خيلي خیلی از ثروت بهترتر است! اين نتيجه گيري را گرفتم تا خانم معلم به من نمره 20 بدهد. ولي شايد وقتي بزرگ شدم پولدار بشم تا کوه صاف کنم و بفروشم و يک روزنامه تأسیس کنم، تاحرف‌هاي دلم را چاپ کنم. علي ايحال اين بود انشاء من، خوب بود استاد من؟!»


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 بهمن1390 توسط دودا بلوچستانی
راستش ای با خودم کلنجار می رفتم که اینو بگم یا نه؟موضوع مربوط به زمین خواری است که به صورت خیلی واضح و مشخصی درشهر دارد شکل می گیرد والبته جدیداً به صورت شبانه روزی!! آخر مگر می شود منابع ملی و میهنی را قبضه کرد؛مگر هرکسی ماشین سنگین داشته باشد باید برود هر چی کوه تو شهر وجود داشته باشد رو برای خودش صاف کند و هیچ کسی هم لب تا لب تکان ندهد.به هر حال این آقایون به قول خودشان خبر رسان چرا سکوت کرده اند!!واقعاً حرص آدم در میاد وقتی میبینه که کوچکترین موضوع تو شهر انعکاس پیدا می کنه حتی خبر رضا نرماشیری!! ولی همچنین خبری بدین مهمی هیچ انعکاسی ندارد.واقعاً برای چنین خبر رسانانی متأسفم!!


نوشته شده در تاريخ جمعه 7 بهمن1390 توسط دودا بلوچستانی

هنوز شهردار جدید شروع به کار نکرده مردم در شهر شروع به پچ پچ کردن کرده اند و دیروز هم با دیدن نشانه هایی این پچ پچ ها بیشتر شده که  وقتی دیروز بعد از مدتها تو شهر پرسه می زدم دیدم چند نفری یک جا نشستن دارن با هم بحث می کنند رفتم کنارشون وایسادم ببینم چی می گن دیدم یکی گفت: دیدید گفتم اگه اینا بیان رو کار شهر و زیر و ایضاً رو می کنند.ببینید هنوز نیومده از کوه زمین ساختن!!یکی دیگه هم بی خبر از همه جا  می گفت دارن از فرصت استفاده می کنند تا پول عوارض رو ندهند.باز هم یکی دیگه از راه رسید گفت:از کجا معلوم اصلاً زمین مال خودشان باشه!!حالا که شهردار از خودشونه می خوان شهر رو مثل هلو ببرن تو گلو.دوباره یکی دیگه از راه رسید و گفت:اون موقع که تو شهر پست دولتی تأثیر گذاری نداشتند همه کار می کردند چه برسه به حالا که دارن شهر ما رو به ویرونی سوق می دهند.!!یک نفر دیگه که تا حالا سکوت کرده بود با گفتن تک جمله ای همه رو به فکر برد؛گفت لااقل در دو دوره پیش اگر شهرداران از یک طایفه بودند،حتی اگر کاری هم نکرده باشند(البته به نظر ایشان)از این جور حرکات یعنی سوءاستفاده اطرافیان از موقعیتشان نمیدیدیم!

حالا خود شما قضاوت کنید هم اکنون که بعد از مدتها که شهردار جدیدی روی کار آمده و هنوز کار خود را شروع نکرده است وحتی آبروی خود را هم به خاطر پذیرش این پست به خطر انداخته است وقت این چنین حرفهایی است.چرا شخصی فقط به خاطر آنکه فامیلی گروهی از افرادی است که سابقه خوبی ندارند!!قصاص قبل جنایت شود.ودر آخر هم اطمینان داشته باشید که هیچ مدیری سابقه مدیریتش را به خاطر فرد یا افرادی خدشه دار نمی کند.


نوشته شده در تاريخ جمعه 7 بهمن1390 توسط دودا بلوچستانی

به خدا این منبع آگاه ما تو هیأت نظارت کار نمیکنه ها!!

بله همانطور که تا حالا متوجه شده اید هیأت نظارت اسامی کاندیداهای تأیید صلاحیت شده را اعلام کرده است که تا اینجای کار با پیشبینی درست و دقیق پوکته حبر آقای محمد انور بیجارزهی که در مرحله اول توسط هیأت اجرایی تأیید شده بودند رد صلاحیت شدند.واین در صورتی بود که بعضی از سایت ها دست به تبلیغات برای ایشان زده بودند؛در صورتی که تأیید صلاحیت ایشان آن موقع هنوز قطعی نشده بود."واقعاً که"

در اینجا باید گفته شود که خبر هفته پیش که مبنی بر احتمال رد صلاحیت آقای انور بیجارزهی منتشر شد درست از آب در آمد(البته تا اینجا).و بعضی از آقایون که می گفتند که هدف ما جوسازی بوده ؛حالا بنشینند فکر کنند که آیا هدف ما جوسازی بوده یا انتشار اخبار صحیح در سریع ترین زمان.



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 2 بهمن1390 توسط دودا بلوچستانی
طبق تازه ترین اخبار منتشر شده افراد تأیید صلاحیت شده به شرح ذیل می باشند:

1-آقای عذیر بلوچ

2-آقای سید محمد خانزهی

3-خانم مهین اسماعیل زهی

البته به احتمال زیاد یکی؛دو نفر به این جمع اضافه خواهند شد.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 2 بهمن1390 توسط دودا بلوچستانی
باسلام خدمت همه ی شما بازدیدکنندگان محترم این وبلاگ(پوکته حبرانی جاگ)
این پست را نمیتوانم با طنز بیان کنم چون داغ دلم را دراورده است..
بیشترین معضل و بزرگترین مشکلی که مردم شریف شهرستان نیکشهر از آن رنج میبرند نبود پزشکان متخصص و تجهیزات پزشکی در بیمارستان نیکشهر(22بهمن)است.خدا رحمت کند روح پاک و مطهر اولین فرماندار نیکشهر رو که با تاسیس این بیمارستان در شهر هنوز اسمشان به خوبی و نیکی یاد میشود.نمیدانم چرا تاحالا کسی به فکر استخدام پرسنل و پزشک مختصص در این بیمارستان نبوده است.شاید خیلی ها بگویند پزشکان متخصص در نیکشهر نمی ایند چون امکانات رفاهی و اموزشی برای خود و فرزندانشان ندارند.خوشبختانه قسمتی از بیمارستان را خانه های مسکونی برای پزشکان و پرستاران ساختند ولی نمیدانم چرا این واحدهای مسکونی را بجای پزشکان و پرستاران،در اختیار افرادی دیگر است شاید من اشتباه میکنم که خدا کنه اینطور باشد
چندین بار که خودتان شاید اطلاع دارید،انسان هایی بیگناه از طرف مجرمانی خدا ناشناس تیری خوردند یا تصادفی صورت میگرفت که با کمترین امکانات باند پیچیش میکردند و سندش(ببخشید ارسال نه نه اعزام به چابهار اونم باجاده کاملا صافش که تا اونجا میرسید چیزی ازش باقی نمی ماند) اونم در صورتی که آمبولانسی موجود باشد و گرنه با هزینه شخصی خودتون باید ببرینش
همه میدانید که یک شهروند عادی برای مراجعه به پزشک متخصص یا سی تی اسکن یا ام ار ای یا سونوگرافی باید به چابهار، ایرانشهر یا مرکز استان و اگه یه کم به فکر خودش باشه به مراکز استانهای همجوار یا تهران مراجعه می کنه و درحالی که مریضی دارد و ناچار است باید ده ها برابر هزینه کرایه پرداخت کند. (با این تورم100درصدی) شاید خود شما هم این تجربه را داشته اید.

راستی نگفتم یه شب که سرمان به اورژانس حدودا ساعت های 2نصف شب بود افتاد باورتان نمیشه این رو دارم میگم موش ها داشتند  داخل یکی از اتاق ها رژه میرفتن، اون لحضه در به در گوشیم میگشتم تا مستند سازی بشه ولی حیف که گوشیم همراهم نبود.


راستی این قدر تو لاک انتخابات رفتیم که نمی دونیم دور بر مان چی میگذره حداقل به این کاندیدهای محترم هم یاد آوری کنید فکر مردمانشان باشند و پیگیر وضعیت بیمارستان های که قراره یه روزی به مردم خدمات برسانند باشند نمایندگان قبلی که کاری نکردند از 12ساله هاش گرفته تا 4 ساله اش که از من بهتر میدونین چه کسانی هستند...


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 2 بهمن1390 توسط دودا بلوچستانی

در گذشته هر وقت مردم از کيفيت نامناسب نان به شاطر گلايه مي کردند بحث «ارزان بودن» نان پيش مي آمد و آن مثال معروف که هر چقدر پول بدهي همان ميزان آش خواهي گرفت...ولي امروز حدود ۱۱ ماه است که شهروندان نان را طبق آن چه مسئولان مي گويند با «قيمت واقعي» مي خرند، اما هنوز که هنوز است مردم ومسئولان از کيفيت نان گلايه دارند.در واقع افزايش ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصدي قيمت نان نيز نتوانسته است چالش کهنه کيفيت نامناسب نان را به کلي برطرف کند.

گزارش ميداني پوکته حبر  نشان مي دهد شهروندان از کيفيت نان به شدت اظهار گلايه مي کنند و معتقدند به هيچ وجه کيفيت نان متناسب با قيمت آن نيست.از سوي ديگر نانواها نيز توپ را در زمين «هزينه هاي جانبي» مي اندازند و مدعي هستند کارشان را به خوبي انجام مي دهند ولي با افزايش قيمت نان باز هم چيزي دست آن ها را نمي گيرد و هرچه از مردم مي گيرند بابت خريد آرد و پول برق و گازوییل و اجاره خرج مي کنند!در مقابل مسئولان نيز ادعا مي کنند با واقعي شدن قيمت ها، حذف سهميه بندي، آزاد گذاشتن کارخانه هاي آردسازي در انتخاب گندم و مختار بودن نانواها در انتخاب آرد، همه کارها را انجام داده اند تا نان باکيفيت مطلوب به دست مصرف کننده برسد و اين مهم در درجه اول متوجه هنر نانواست که بتواند با تمسک به آموزه ها و مهارت خود و رعايت خواب مناسب خمير و زمان پخت مناسب نان قابل خوردن و باکيفيت مطلوب ارائه دهد.در شرايطي که همه مدعي هستند کارشان را به نحو احسن انجام داده اند و از زير بار مسئوليت شانه خالي مي کنند اين سوال همچنان بي پاسخ مي ماند که گره کور کلاف سردرگم بهبود کيفيت نان به دست چه کسي باز خواهد شد؟!


نوشته شده در تاريخ شنبه 1 بهمن1390 توسط دودا بلوچستانی
خيلي از آديمزادهايي که اين مطلب را مي‌خوانند احتمالا به احتمال قوي دوران نامزدي را تجربه کرده‌اند. معمولا اگر آدميزادها بچه خوبي باشند در تمام طول دوران عمرشان يک بار و اگر خيلي توفيقات داشته باشند نهايتا 2 تا 3 بار مي‌توانند دوران شيرين نامزدي را تجربه کنند. اما منظور حقير ما از دوران نامزدي آن دوراني نيست که عاقبت به زن و شوهري ختم مي‌شود، بلکه منظور ما از نامزدي آن دوراني است که برخي از آدميزادهاي پيرامون ما هر چهار سال يک بار آن را تجربه مي‌کنند.

اما براي اين که دوران شيرين «نامزدي» به ميمنت و مبارکي و ايضا به سلامتي و خرمي به دوران شيرين‌تر «نمايندگي» که همانا تنها دوران خدمت گذاري و نوکري ملت باشد، تبديل شود پيش نيازهايي وجود دارد. يکي از اين پيش نيازها انجام تبليغات گسترده و اثر بخش است تا جملگي مردم از ويژگي‌ها و هنرهاي يک نامزد انتخاباتي با خبر شوند. در ادامه شما را با نحوه تبليغات صحيح آشنا مي‌کنيم:

* شرکت در کليه مراسم پاتختي، پا گشا، ختنه سورون، حنا بندون، بله برون  را از قلم نيندازيد، همچنين در مراسم ختم، سوم، هفتم، چهلم و براي اطمينان خاطر در مراسم پنجاهم و شستم نيز شرکت کنيد!

* به جاي چاپ عکس مبارک بر روي تي‌شرت که اقدامي تجملي محسوب مي‌شود، به امورات اصلي و شکمي بپردازيد. مثلا نام خود را با جميع پسوندها و پيشوندها اعم از دکتر، مهندس، استاد، کارشناس ارشد، انديشمند، شهروند و... بر روي کالاي لوکس و فرهنگي - پروتيني «تخم مرغ» چاپ و بين جماعت توزيع کنيد! در اين حالت هر تخم مرغي که شکسته شود، يک نفر به هواداران شما اضافه خواهد شد. حتي اگر در بد بينانه‌ترين حالت اين روش براي شما هواداري نياورد، چهار تا گشنه را سير کرده‌ايد و يک پدر آمرزي نثارتان خواهد شد!

* هميشه و در همه جا لبخند بر لب داشته باشيد، براي شيرين‌تر و دل نشين شدن لبخندهاي خود از همينک لپان خود را هر شب به مقداري گريس آغشته نماييد تا عضلات آن روان شود.

* «وعده» فراموش نشود! فراموش نکنيد که وعده کنتور ندارد و يک کانديداي خوش ذوق مي‌تواند از مشکلات براي خودش شکلات بسازد. پيدا کردن خواستگار حتي براي دختران متولد 1312 به قبل، پيدا کردن کار حتي براي چند شغله‌ها و پيدا کردن مسکن حتي براي آنان که هزار متر زمين خود را دريافت کرده‌اند از جمله اين وعده‌ها مي‌باشد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 دی1390 توسط دودا بلوچستانی

اي بگردم شهرداري جان نیکشهر را، خدا وکيلي تمام ايران را زير و ايضا رو کنيد يک دانه شهرداري نیکشهر بيشتر پيدا نميکنيد! همه مسئولهاي عالم به خصوص شهرداريهاي دنيا خودشان را 6 در کردهاند که برای ما شهردار انتخاب کنند.حتی کار به آنجا رسیده بود که نزدیک بود این پرزیدنت های غربی برای ما شهردار انتخاب کنند تا ال کنند و بل کنند!اما شورای شهر ما لنگ مبارک را فراتر از همه اين کارهاي نونوري و مانوري دراز کرده نه تنها برای خود شهردار انتخاب کرده بلکه می خواهد 52 نفر سوپور خود را هم اخراج کند.  

پس از گذشت یه دو سه قرنی بالاخره این بلدیه ما هم شردار دار شد !!ببخشید منظور ما شهردار میباشد.

فکر کنم اسمشم آقای ابراهیم بلوچ باشد.البته ایشان سوابق مدیریتی خوبی دارند امیدواریم که موفق باشند.                                                                  

در پایان در مدح شورای شهر و این حرکت تاریخی که انجام داده اند.:

اي درد و بلايت بر سر م                                                                                                                                       

اي گنبد گيتي*،‌اي شورای ما                                                                                                      

مي‌کشي زحمت هميشه واسه ما                                                                                                       

  شعارت اين است: تو بیا شردار بشو(منظور ما همان شهردار است) خراب کردنت با ما                               

*منظور از «گنبد گيتي» اتاق  شورای شهراست                                       


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 دی1390 توسط دودا بلوچستانی

طبق گزارشات رسیده از منابع مختلف این سایت اخباری مبنی بر احتمال رد صلاحیت شدن آقای محمد انور بیجارزهی وجود دارد.  که امیدواریم درست نباشد، ولی صالح و ناصالح باید از هم جدا شوند.وما باید از بین افراد صالح ،صالحترین را انتخاب کنیم.

همانطور که می دانید این مرحله اول تأیید صلاحیت ها بوده که توسط هیأت اجرایی صورت گرفته و باید منتظر تأییدیه های نهایی ماند که توسط هیأت نظارت اعلام خواهد شد.

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 24 دی1390 توسط دودا بلوچستانی

تأیید شدن آقای ایران نژاد                           

طبق گزارشات واصله از تنها منبع آگاه در شهر آقای ایران نژاد توانسته اند تأ یید یه هیأت نظارت استان را بگیرند تا در انتخابات این دوره مجلس رقیبی قدرتمند برای دیگر کاندیدا ها باشند.

اخبار تکمیلی را در روزهای آتی از همین درگاه دنبال کنید.


نوشته شده در تاريخ جمعه 23 دی1390 توسط دودا بلوچستانی
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : پيچک

تبادل لينک

خريد بک لينک